تاريخ : چهارشنبه 1393/06/12 | 17:34 | نویسنده :
کیارش عزیزم 20مرداد ماه یکهزار و سیصد و نود و سه پا به دنیای آدم زمینیها گذاشت شیر مرد کوچکم دوشنبه صبح ساعت 8:18صبح چشمای نازش به دنیا باز کرد

خدا رو هر لحظه بخاط وجود پسرکم  و دختر نازم شکرمیکنم 

بهترین معجزه های خدا دوستون دارم

شیر پسر مردادی من
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

 

 



تاريخ : شنبه 1393/05/04 | 17:11 | نویسنده :

نظرتون در مورد این تخت چیه انشالا برای عید میخوام بدم بسازن براشون البته بجای دراورش میخوام کمد بزرگ برای آویز لباس سفارش بدم

اتاقم 12متر ولی یه جوره که دو تا تخت جدا توش بذارم خیلی جاگیر میشه



تاريخ : یکشنبه 1393/03/25 | 17:48 | نویسنده :

 

یه نفر میاد که من منتظر دیدنشم

                                                  یه نفر میاد که من  تشنه بوییدنشم

مثل یک معجزه اسمش تو کتابا اومده

                                                  تن اون شعرای عاشقونه گفتن بلده

خالی سفرمون پر از شقایق میکنه

                                                 واسه موجای سیاه دستا رو قایق میکنه

پسر قشنگم بی صبرانه منتظر اومدنتیم عزیزم 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : سه شنبه 1393/03/20 | 17:51 | نویسنده :
پسرکم 28هفته اس که اومدی تو دل مامان 

نمیدونی چقدر خوشحالم بخاطر وجودت عزیزم با هر تکونی که میخوری دلم ضعف میره از خوشحالی میخوام پرواز کنم

میدونم عزیزم اینروزا دیگه داره کم کم جات تنگ میشه عزیزم 

خوابیدنم که خیلی سخت شده تمام فکر و خیالم اینه که درست جابجا بشم که تو اذیت نشی 

صبح درست موقع اذان بیدار میشی گاهی قبل از زنگ ساعت با تکونای شما بیدار میشم قربونت بره مادر نمیدونی چه لذتی میبرم از این تکونای که میخوری دلم میخواد بابا رو بیدار کنم از ذوقم آخه تازگیها کارای جدیدی میکنی میدونم دنیا که بیای دلم برای این روزا خیلی تنگ میشه خیلی زیاد

یه وقتا انقدر خودتو یه جا جمع میکنی و شکم مامان سفت میشه که حتی نفس کشیدنم برام سخت میشه

عسلکم اینروزا خیلی بی تاب اومدنت باورت نمیشه برای اومدنت لحظه شماری میکنه

یه وقتا میاد بوست میکنه و یه چیزاییم یواشکی مثلا در گوشت نجوا میکنه

خیلی بخاطر داشتن شما دو تا میوه های دلم خوشحالم

خدا جونمممممممممم شکرت هزار مرتبه شکرت

خدای خوبم مراقب گل پسرم باش و اونو سالم بذار بغلم 

خدا جونم لذت شیرین مادر شدن از هیچ زنی دریغ نکن دامن همه منتظرا رو به داشتن یه نی نی سالم و صالح سبز کن

 



تاريخ : یکشنبه 1393/03/04 | 17:42 | نویسنده :

عسلک و دوست گلش آوین

و اما یه عصرانه خیلی کوچک و ساده

 



تاريخ : یکشنبه 1393/03/04 | 17:26 | نویسنده :
برای پسرم کیارش:

پنبه نرم و نازکم
میوه بهشتیم

مرد کوچک مادر
فدای قدو بالایت
خوب به حرفهای مادرت گوش کن
حرفهایِ شاید تلخ و سنگینی ست
اما باید از همین بچگی ات
برایت بگویم تا در آینده

اماده باشی برای مرد شدن

تو قرار است مرد خوبی شوی
مرد خوب بودن کار سختی ست

اینکه قوی باشی اما مهربان
صدایت پر جذبه باشد اما نه بلند
اینکه باید گلیم خودت را از آب بکشی بیرون
و مهم تر اینکه باید تکیه گاه باشی

عزیز دل مادر
تکیه گاه بودن سخت ترین قسمت مردانگیست
اول از همه باید تکیه گاه خودت باشی
و بعد عشقت

عشق چیز عجیبی نیست
حسی است مثل موقع هایی که صدایم میکنی : مادر
من میگویم : جان مادر
و به همین مقدسیست

عاشقی را کم کم خودم یادت می دهم
لابه لای حروف الفبا و اعداد

خودم عادتت می دهم به گفتن دوست دارم
گل خریدن
قدم زدن
و غافل گیر کردن 

پسرم
بزرگ شدن ، جدیست مثل همین بازیهای بچگی ات

من خیلی قبل تر از به وجود آمدنت
خودم را برای بزرگ شدن تو آماده کرده ام
پسرکم 
بی صبرانه منتظر آمدنت هستیم 
قوی باش مادر
خوب رشد کن



تاريخ : دوشنبه 1393/02/08 | 12:21 | نویسنده :
میلیون ها سال است که زن ها حامله می شوند و شکم هایشان می شود خانه ی موجودی دیگر.
میلیون ها سال است که آدم های دیگر شاهد بارداری و زاییدن زنان هستند، اما هنوز هیچکس به آن عادت نکرده است. نه زن های حامله و نه رهگذرها. مردم دوست دارند به زن های باردار لبخند بزنند و مراقبشان باشند.
انگار شکم های بزرگ و موجودات درونشان هیچ وقت عادی و تکراری نمی شوند. جداً چقدر عجیب است نفس کشیدن کسی زیر پوست تو. چقدر عجیب است تماشای تکان خوردنش و چقدر عجیب است دلبسته شدن به موجودی که ساکن دنیایی دیگر است...

یک چیزهایی هیچ وقت عادی نمی شود. بچه دار شدن مثل یک جادوست. مثل افسانه ای شیرین و عجیب و غریب که سخت می شود باورش کرد. آخر چطور می شود یک دفعه مادر شد. همین که اولین بار نقطه ای تپنده را نشانت می دهند و می گویند این بچه شماست، همه چیز تغییر می کند. دستت را می گذاری روی شکم و حس می کنی از همین حالا باید قوی تر باشی. باید محافظت کنی از این نقطه تپنده کوچک. باید حامی اش باشی، همراهش باشی. هر روز بزرگتر که می شود، احساساتت بیشتر موج بر می دارد. شروع به تکان خوردن که می کند فکر می کنی دیگر خودت نیستی، دیگر پاهایت روی زمین نیست. لذتی وجودت را می گیرد که با کمتر چیزی قابل قیاس است.


تاريخ : پنجشنبه 1392/12/22 | 8:51 | نویسنده :
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد

                                       آواز خوش هزار تقدیم تو باد

گویند لحظه ایست رو ییدن عشق

                                                  آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد  

سلام خاله های مهربون خوب هستین انشالاااااااااا فرشته های الهیتون خوبن

خسته کارای خونه و خونه تکونی نباشین

خدا قوت

ما هم شکر خدا خوبیم 

عسلک خانومی شده برای خودش گذاشتمش کانون کودکان برتر دوست داشتم وقتش بیهوده نگذره خدا رو شکر خیلی خوبه و راضیم

و اما دلیل نیومدنمون:

یه خبر خوب

خدای مهربون یه بار دیگه لیاقت مادری کردن بهم داد  خیلی خوشحالم خیلی زیاد

الان 15هفته هستم 

سه ماه اول استراحت نسبی داشتم

الانم شکر خدا خوبیم 

میوه دلمم خوبه 


عسلی هم خیلی خوشحاله و بی صبرانه منتظر این فرشته کوچولو هست

خیلی مراقب من دخترک گلم میگه تو نی نی داری اذیت میشی

برامون دعا کنید این راه به سلامت تا آخرش بریم 

و نی نی نازم انشالاااااااا با سلامتی کامل تو آغوش بگیرم

ما هم سال خوبی براتون آرزو داریم

یه سال پر از سلامتی عشق و ثروت

دوستون داریم خیلی زیادددددددد


معجزه پاک درونمممممممم خوشحالم که اومدی انشالاااااااااا که همیشه سالم باشی عزیزکم



تاريخ : پنجشنبه 1392/10/05 | 6:8 | نویسنده :
سلام خاله های مهربون

خوب هستین؟فرشته های نازتون خوبن؟

ببخشید من یه مدت حسابی سرم شلوغ بود میدونم یه خورده تنبلی هم کردم

ولی حسابی دلتنگ دوستای عزیزم شدم

من 5روز قبل محرم یعنی9آبان تولد عسل گرفتم عسل 17آبان دنیا اومد

جای همه دوستای گلم سبز خیلی بهمون خوش گذشت

خیلی مفصل نبود در حد توان جسمی دوست داشتم دوباره به یه بهانه ای کنار هم باشیم

به پای هنرمندیهای شما خوبا نمیرسه

عسل نازم فرشته پاک الهیم 4ساله شد

خدا جونم شکرت به خاطر ثانیه به ثانیه نفس کشیدنهای دخترم تو زندگیم 

خدا جونم ممنونم که این هدیه ناب بهم دادی

ممنونممممممم که دارمش و کنار دخملک نازم و مهربون همسرم خوشبخت خوشبخت

شکــــــــــرت خدای خوبم

عکسا رو به زودی آپلود میکنمممممممم






تاريخ : چهارشنبه 1392/10/04 | 20:29 | نویسنده :
فقط میتونم بگم برای کاربری به نام پری متاسفم اینم کامنتی که گذاشته


ایشاالله یه روزخوش تو زندگیت نبینی 

با اون دختر ایکبیریت

پاسخ: 
خیلی بدبختی پری جون
روزای زندگی من شکر خدا خیلی خوش به کوری چشم حسودددددددددددد
دختر من فرشته است ماهه
هدیه خدای خوبم 
این لقب بیشتر برازنده شخصیت خودت هست

النگوهاش و اووووووووووووووق

اسلامشهر زندگی میکنید یا پاکدشت؟

لباس از این قشنگتر توشهرتو ن پیدانمیشد؟؟؟؟

پاسخ: فقط میتونم بگم متاسفم برات 
انشالااااااااا به زودی شفا بگیری
نه اسلامشهرم نه پاکدشت 
تازه مگه مردم این منطقه چه مشکلی دارن
مشکل از شماست که بیماری عزیزم برات دعای خیر میکنم و سلامتی انشالااااااا که به خودت بیای
از خدا میخوام زودتر حالت خوب بشههههههههههه


  • خرید شارژ مستقیم ایرانسل
  • فود تک
  • راهی به سوی آسمان